پژوهشكده تحقيقات اسلامى

130

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

و از نظر فرهنگى و دينى جامعه‌اسلامى بدان جا سقوط كرده بود كه سبط پيامبر ( ص ) درباره آن فرمود : الا تَرَونَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ ؛ « 1 » آيا نمىبينيد به حق عمل نمىشود و از باطل اجتناب نمىگردد ؟ ! انَّ السُّنَةَ قَدْ اميِتَتْ وَ انَّ الْبِدْعَةَ قَدْ احْيِيَتْ « 2 » همانا سنّت ( پيامبر ( ص ) ) ازبين رفته ، و بدعت ( در جامعه اسلامى ) زنده شده است . بسيارى از مسلمانان اين انحرافات عميق را در جامعه اسلامى مىديدند ولى عكس‌العمل مناسب از خود نشان نمىدادند . امّا آيا امام حسين ( ع ) با آن بصيرت ، تقوا ، شجاعت ، مقام والاى امامت و شخصيّت اجتماعى و خانوادگى كه داشت مىتوانست همانند ديگران سكوت كند و فرياد نزند ؟ ! به يقين امام حسين ( ع ) با آن جايگاه بلند معنوى و اجتماعى ، نمىتوانست در مقابل جنايات بنى اميّه در حقّ اسلام و مسلمين ساكت بنشيند و از آنها دفاع نكند . اينجا است كه عنصر شخصيّت امام ( ع ) بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا نقش اين عنصر در به وجود آوردن قيام خونين عاشورا شناخته شود . اگر اجمالًا خصوصيات فردى ، و منزلت اجتماعى و معنوى امام حسين ( ع ) را بشناسيم و شرايط حاكم بر جهان اسلام را بررسى كنيم ، قيام عاشورا را امرى اجتناب‌ناپذير خواهيم يافت . امام حسين ( ع ) تنها شخصيت لايق و منصوص و وارث خلافت و داراى مقام معنوى امامت در جامعه بود و با بصيرت فوق‌العاده‌اى كه داشت عمق فجايع را مشاهده مىكرد و در مقابل اسلام و مسلمانان ، خود را مسؤول مىدانست . گرچه معضلات يكباره در سال 61 هجرى ظهور نكرد ، و امام ( ع ) نيز براى اوّلين بار نبود كه اعلام موضع مىكرد ، ليكن با مرگ معاويه زمينهء واكنش شديد پديد آمد ؛ علاوه بر اينكه عامل جديدى نيز اضافه شد و آن بيعت خواستن براى شخص فاسدى چون يزيد بن معاويه بود ، و اين بيعت به

--> ( 1 ) - تاريخ الطبرى ، محمد بن جرير الطبرى ، ج 4 ، ص 305 . ( 2 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ، معهد تحقيقات باقر العلوم ( ع ) ، ص 316 ، از طبرى ، ج 3 ، ص 280 و اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 59 .